محمدمهدى فقيه بحرالعلوم

25

حكيمه دختر امام جواد ( ع ) ( مدفون در حرم عسكريين ( ع ) ) ( فارسى )

دوشيزه ، با اينكه صاحب نامه را نمىشناخت ، از ديدن خط وى به گريه افتاد ، تعجب كردم و تعجب بيشترم از اين بود كه او با وجود مليّت و اصالت رومى ، چگونه به عربى تكلم مىكرد . وقتى اين موضوع را پرسيدم ، چون مىدانست كه من محرم راز صاحب‌نامه هستم ، ماجراى خويش را بيان كرد و فرمود : « وقتى كه نخستين بار ، در خواب خويش ، به محضر بانوى بزرگ اسلام و عالم ، حضرت فاطمه ( عليهاالسلام ) مشرف شدم و شهادتين خويش را با كلمات گهربار او گفتم ، وى به من مژده داد كه به‌زودى ايام هجران ، به‌سر خواهد رسيد . با همين آرزو ، مدتى به‌سر بردم ؛ تا اينكه شبى در خواب به من فرمود : « به‌زودى ، نبردى بين مسلمانان و روميان روى خواهد داد . خود را در شكل كنيزان ، به مسلمانان نزديك كن تا اسير شوى . آن‌گاه توسط فردى ، به مقصود خويش خواهى رسيد » . من نيز همان كردم و توانستم با زحمت ، از قصر بيرون بيايم خود را به منطقه نبرد برسانم . هنگامى كه به اسارت درآمدم ، از هويت خويش چيزى بر صاحبم كه پيرمردى عرب بود ، نگفتم تا بقيه ماجرا كه ديدى . اما اينكه به زبان عربى تكلم مىكنم ، به اين دليل است كه به سبب ارتباطات دربار پدربزرگم ، قيصر ، با مسلمانان ، آموختن زبان عربى ، مطلبى رايج بود و من نيز به همين شكل ، آموختم و محتواى نامه مولايت ، همان بود كه در رؤياى خويش ديده بودم » .